و من آنم ... آن خدای یکتا را چنین روایت دانم که گویند او جفت آفریند ... و آن خدا را بسان "نقطه ای" از نور الهی و معنویت دانم و آن نقطه را "دوت" یا "دات" نامم ... و نامم "فرزاد" است و در گویش قدیم به احترام آن را "آفرزاد" می گفتند ... و نامم برگرفته از نام "آفرودوت" است و آن را معنی چنین باشد ... "آفریننده نقطه" ... و ندانم آن نقطه به دو بُعدی است یا سه بُعدی ... و آیا مثلث است یا مربع؟ ... و فقط دانم که آن یک "نقطه" یعنی "دوت" است ... و لیکن نام من "آفروزوت"
آری ... تا به امروز 38 سال و 5 ماه و 13 روز از عمر من گذشته است و این در حالی است که مرا در ایام 33 سالگی تحولاتی رخ دادن و به یکباره همچو میتی از خواب غفلت برخاسته و بیدار گردیدم ... این در حالی است که حدود 7.5 بیلیون تن از آدمان در حال زیستن روی این کره خاکی بودن و از منظر من قبل از آغاز تحولات و مشاهدات درونی که برایم رخ داد ... من و این 7.5 بیلیون تن از آدمان بسان تن هایی از اموات متحرک بودن که همگی بدون توجه لازم به دنیای پیرامون خویش ... کورکورانه در پی گذران زندگی بودن و لیکن عده کثیری از ایشان با اینکه بسیار کنجکاوانه در پی به کمال رسانیدن آگاهی خویش با توسل به طرایق گوناگون من جمله کس
مرا بیش از چهار سال است که غرق بحر درون گردیدن و نسبت به دنیای پیرامون و زیستگاه خویشتن بر زمین بسیار اندیشیده ام و لیکن از ابتدای این مسیر جاندارانی از عالم غیب که با چشمان خویشتن قادر به مشاهده ایشان نبودن با من همراه گردیدن و مرا من باب تفکرات و سوالات و فلسفه هایی که بدیشان می پردازم بسیار کمک نموده اند ... از نام های این موجودات غیبی می توان بدیشان اشاره نمودن ... یاجوج و ماجوج ... روح عیسی ابن مریم (ع) در غالب "کا" ... روح امام علی (ع) در غالب "کا" ... روح امام حسین (ع) در غالب "کا" ... شخصیتی بنام عزازل ... شخصیتی بنام شمس بلا ... شخصیتی بنام نیلوفری ... شخصیتی بنام آفریدگار یکتا ... شخ
در بسیاری از روایات چنین ذکر گردیده است که "یهوه" نام ممنوع خداوند باشد و من اندر پی آنم تا آن واژه "ممنوع" را به معنی نمودن و به دنبال چرایی و چگونگی و علت آن می باشم و لیکن گویی "یهوه" بدین دلیل ممنوع خوانده شده است چرا که ارتباط با آن از طریق موجودات یا جاندارانی بسان آدمان یحتمل می تواند خطرات یا خساراتی را به همراه داشته باشد و گویی از برای ارتباط با خداوند ... چندین نام می تواند در نظر گرفته شود و شخصیتی راکه در پی ارتباط با چنین اسماء خداوندی است را می توان به عنوان فردی پیاده در نظر گرفتن که هر کدام از آن اسماء خداوندی و ارتباط با آن از برای شخصی مورد نظر می تواند به منزله سوار شدن بر
آری ... خورشید عالم تاب در مرکز منظومه شمسی همواره در حال تابش بودن و اگر ما زمینیان به عنوان خلقی آگاه از برای زیستن خویش به پدیده های "قسمت و حکمت" ایمان داشته باشیم ... می توانیم آن خورشید را به عنوان قادر مطلق و چهره خداوند دانستن ... چرا که حکمت زندگی تماماً گوی و میدان باشد و با اینکه ما آدمان ساکن بر زمین از منظر آسمان بسان مورهای بسیار کوچکی بودن که در نگاه کلی می توان چنین احساس نمودن که خداوند اصلاً ما نخواهد دیدن و به ما توجه نمی نماید ... چرا که وزن ما در مقایسه با وزن عظیم سیاره زمین بسیار ناچیز و بسان پر کاهی بودن و همه ما تحت تاثیر
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی